Thursday, December 18, 2008



از دل برود هر ان كه از ديده برفت


.

Wednesday, December 3, 2008

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو

سخن رنج مگوجز سخن گنج مگو
ور از این بی خبری رنج مبر... هیچ مگو

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

گفتم این روی فرشته ست عجب یا بشر است
گفت این غیر فرشته ست و بشر هیچ مگو

گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد گفت
می باش چنین زیر و زبر هیچ مگو

ای نشسته تو در این خانۀ پر نقش و خیال
خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو

Friday, October 31, 2008

I sit in my cubicle, here on the motherworld.
When I die, they will put my body in a box and
dispose of it in the cold ground.
And in all the million ages to come, I will never
breathe or laugh or twitch again.
So won't you run and play with me here among the
teeming mass of humanity?
The universe has spared us this moment.

-- Anonymous, Datalinks

Monday, September 15, 2008

Delam baraye khoda tang shode.... Inja azash kasi soraghi nemigirad!!

Tuesday, August 5, 2008

عمر سفر

دو سال پيش در چنين روزى با هزار شوق و اميد پامو برا ى اولين بار گذشتم تو اين سرزمين آسيا يى سبز زيبا...حس غرور داشتم از اين كه بلاخره دارم مستقل ميشم... غم داشتم چون از خانواده ام جدا شده بودم....

جمله بابا رو هى تكرار ميكردم "عمر سفر كوتاه است"...

و چه قدر كوتاه بود و چقدر طولانى.... الان پايان سفر هست.


داره تموم ميشه اين دوره يه خاص از زندگيم... ۲ سالى كه برام خيلى زود و خيلى دير گذشت.... لحظه هاى عمر دانشجويى "مَستر" هم درِ نفس هاى آخرشو ميكشه....


چه حس عجيب اى... يك دلهره يه مبهم... يك شوق برا يه تموم شدن و شروع اى جديد توام با يك غم... غم دل تنگى...دل تنگى برا فضا و جايى كه شوقِ رفتن ازش رو دارى...

بايد قدر شو بدونم... بايد قدر اين روز هاى اخرو بدونم. يك روزى خيلى دلم برا اينجا تنگ خواهد شد... برا اين كشور امن سبز كوچك و آدم هاى اين سرزمين....

عجب حس عجيب اى
امان از دست آدم هاى حق به جانب كه به خودشون اجازه يه قضاوت در مورد هر كسى و هر چيزى رو ميدن!

Thursday, July 31, 2008

ماهى تو آب مى چرخه ستاره دستچين ميكنه
اون وقت به خواب هر كى رفت خواب شو از ستاره سنگين ميكنه